از ميان حرف‌های دوستان: تو هم بحران کم نداری ها!‌ فقط بحران‌هات ۲۴ ساعته حل می‌شوند.

از ميان وبلاگ‌های دوستان: «ضد حال خوردن» هم توجيه دارد. اگر نباشد «ضد حال»، «حال» معنی نمی‌دهد. (از اينجا)

از ميان همدردی‌های دوستان: آره، بهتره آدم زودتر امتحان رو بده و راحت بشه. الان هر کار جديدی که می‌خوام شروع کنم می‌گم چه فايده، به اين امتحان که نمی‌رسه. زودتر بديم خيالمون راحت بشه...

  
نویسنده : Mohaajer ; ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ شهریور ،۱۳۸٤
تگ ها :


 

Air Conditioning آفيس ما مدتی است که خراب است. قبل از تابستان به واحد تعميرات و نگهداری دانشکده گزارش داديم. وسط‌های تابستان دوباره گزارش داديم. آخرش با پيگيری تلفنی استادم آخرهای تابستان يک نفر يک بار آمد يک نگاهی انداخت و رفت. هفته‌ی پيش دو نفر آمدند و به من گفتند يک قسمت از ميزم و ميز نفر رو‌به‌رويی را جدا کنم که جا باشد تا آنها کار کنند. چند روز بعد ديدم که در ساعاتی که نبوده‌ام دريچه‌اش را باز کرده‌اند. اين وسط‌ها يک بار هم من ميزم را دوباره درست کردم، يک نفر همان‌روز آمد و گفت که کارشان تمام نشده و بايد دوباره ميز را جدا کنم. بعد از يک هفته امروز يک نفر آمد و گفت که می‌خواهد درستش کند. يک جعبه ابزار کار گذاشته رويش و يک سری وسايل هم در محدوده‌ی کار نفر پشت سری و فعلا رفته. ترجيح می‌دهم زمستان سرد را هم همان‌طور که تابستان گرم را سپری کردم بگذرانم، ولی همه‌ی آفيس روزها برای چند دقيقه کار (آن هم هر چند روز يک‌بار) به هم نريزد!

  
نویسنده : Mohaajer ; ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۱ شهریور ،۱۳۸٤
تگ ها :


 

- ببين، فکر کردی اين گوشت‌های ايران را با چه دستگاه‌هايی ذبح می‌کنند؟ همه‌ی دستگاه‌ها خارجی است ديگر. گذشت آن دوران که هر قصابی برای خودش ذبح می‌کرد. من خودم يکی از کشتارگاه‌ها را ديده‌ام. تنها فرقش اين است که يک مسلمان اولش بسم‌الله می‌گويد. تازه گوشت‌های وارداتی چه؟ يکی از دوستانم که دامپزشک است کارش اين است که از کشتارگاه‌های اينجا بازديد کند. می‌گفت روی آن گوشت‌هايی که به کشورهای مسلمان صادر می‌کنند صرفا يک برچسب حلال می‌زنند. همين! 

- ببين همه‌ی حرف‌هايت هم که درست باشد، گوشت حلال خوردن يا نخوردن الان دغدغه‌ی من نيست. حوصله ندارم به اين مساله فکر کنم و همان کاری را می‌کنم که تا کنون کرده‌ام. اگر روزی يک دغدغه‌ی جدی شد، فکر می‌کنم و شايد تصميم جديدی بگيرم. فعلا بهتر است به دغدغه‌های مهم‌ترم برسم!

  
نویسنده : Mohaajer ; ساعت ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ شهریور ،۱۳۸٤
تگ ها :


 

در راه آمدن در کلگری يک ساعت توقف داشتم و هواپيما نيم‌ساعت تاخير داشت. در همه‌ی راه حرص خوردم که به پرواز بعدی نمی‌رسم. از قضای روزگار پرواز بعدی با همان هواپيمايی که سوارش بودم انجام می‌شد. فکر کنيد: همه‌ی راه من نگران بودم که به همان هواپيمايی که داخلش بودم نرسم!‌ احتمالا خيلی از بقيه‌ی نگرانی‌‌های زندگی همين قدر الکی هستند.

  
نویسنده : Mohaajer ; ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ شهریور ،۱۳۸٤
تگ ها :


 

اين سيستم اتوبوس‌رانی ون‌کوور يک وب‌سايت خيلی خوب داره که آدم واقعا کيف می‌کنه. کافيه بريد در قسمت trip planning و آدرس مبدا و مقصد (آدرس، نه اسم ايستگاه اتوبوس) را بدهيد و بگوييد که کی می‌خواهيد سفر را شروع يا تمام کنيد، تا خودش برايتان يک مسير که گاهی متشکل از چند خط اتوبوس است پيدا کند و دقيقا بگويد که در چه ايستگاه‌هايی سوار و پياده شويد. کاش اين سايت TTC (مترو و اتوبوسرانی تورنتو) يک کم ياد می‌گرفت!

  
نویسنده : Mohaajer ; ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ شهریور ،۱۳۸٤
تگ ها :


 

اين دانشکده‌ی ما ظاهرا فهميده که وبلاگ‌نويسی از فعاليت‌های مهم تحقيقاتی يک دانشجوی صنايع است، دارد به دانشجويانش فضای وبلاگ می‌دهد!

  
نویسنده : Mohaajer ; ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ شهریور ،۱۳۸٤
تگ ها :


 

بنده در يک فروشگاه افغانی خمير دندان «حلال» ديدم. کم‌کم احتمالا ماسک اکسيژن حلال درست می‌کنند که آدم در هوای حرام نفس نکشد!

  
نویسنده : Mohaajer ; ساعت ٧:٠۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ شهریور ،۱۳۸٤
تگ ها :


 

وضعيت واقعا اين قدر قرمز است يا اين خوابگاه ما موضوع را زيادی جدی گرفته؟

Dear GH Residents:

Environment Canada has issued a severe thunder storm warning for Toronto and the surrounding areas. In the event of a power outage, please ensure that:

a) all major appliances are turned off/unplugged (i.e. computers, stereos, televisions, etc.);

b) all taps (kitchen and washrooms) are securely closed;

c) do not flush toilets or use bath/showers; and

d) keep refrigerator doors closed to preserve all foods.


As a preventative measure you may wish to fill your bathtub before the power outage.

In the event that we actually do lose power, the GH office will be open regardless of the time, day or night. A water cooler will be available in the GH Lobby for drinking purposes. GH Staff and the Residence Advisors will be on hand to respond to any questions and/or concerns.


:-)

-Graduate House

  
نویسنده : Mohaajer ; ساعت ٥:٠٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۸ امرداد ،۱۳۸٤
تگ ها :


 

مدتی است به اين نتيجه رسيده‌ام که اگر به نظر من زمینه‌ی کاری يک نفر به رشته‌ای که می‌خواند زیاد مربوط نیست (مثلا کسی که در دانشکده‌ی شیمی کار فیزیک انجام می‌دهد يا کسی که در دانشکده‌ی اقتصاد کار مديريت مالی انجام می‌دهد) احتمالا دارد یک کار علمی درست و حسابی انجام می‌دهد که من سر در نمی‌آورم. کاری که مرز ميان علم‌ها را شکسته است. بعضی از به اصطلاح رقص‌های این جشنواره به نظر من چیزی جز پانتومیم نبودند. احتمالا اینها هم کارهای هنری خیلی درست و حسابی بودند که مرزهای سنتی هنر را شکسته بودند و من نمی‌فهميدم.

  
نویسنده : Mohaajer ; ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ امرداد ،۱۳۸٤
تگ ها :


 

آقای محترم: من اعتراف می‌کنم که يک دانشجو هستم، نه کسی که در دانشگاه کار می‌کند. اعتراف هم می‌کنم که درآمدم را ۴۰۰۰ تا بيشتر نوشتم. تو را به خدا آن application من را بی‌خيال شو، اين قدر زنگ نزن آفيس که رئيسم موقعيت من را تاييد کند! دروغ گفتن هم عجب دردسرهايی دارد.

  
نویسنده : Mohaajer ; ساعت ۳:٢٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ امرداد ،۱۳۸٤
تگ ها :